پدیدارشناسیِ دیدن
پدیدارشناسی، در سادهترین بیان، تمرینِ بازگشت به خودِ تجربه است؛ به «آنچه واقعاً در لحظهی دیدن رخ میدهد» پیش از آنکه ذهن آن را نامگذاری، قضاوت یا تفسیر کند. در این دوره، بهجای اینکه تصویر را فقط بهعنوان یک شیء بیرونی بررسی کنیم، به تجربهی زیستهی مواجهه با جهان میپردازیم: نور چگونه بر ما اثر میگذارد؟ توجه چگونه شکل میگیرد؟ فاصله، سکوت، زمان و حضور چگونه در نگاه ما وارد میشوند؟
این مسیر، برای عکاس یعنی حرکت از «ثبت» به «شهود»: یاد میگیریم چگونه پیش از فشردن شاتر، در لحظه حاضر شویم، کیفیت ادراک را بالا ببریم و اجازه دهیم خودِ واقعیت، با ریتم و زبانِ خودش در کادر تجلی کند. پدیدارشناسی به ما کمک میکند علتِ کششِ برخی لحظهها را بفهمیم؛ چرا بعضی صحنهها ما را متوقف میکنند و بعضی نه. نتیجه، شکلگیری نگاهی آرامتر، دقیقتر و عمیقتر است؛ نگاهی که میتواند عکس را از «گزارشِ جهان» به «تجربهی جهان» تبدیل کند.
تبارشناسیِ تصویر
تبارشناسی، مطالعهی ریشههاست؛ اما نه به معنای یک تاریخنگاری خطی و ساده. در تبارشناسی میپرسیم: تصویرها چگونه ساخته شدهاند؟ از کجا آمدهاند؟ چه نیروهایی—فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی—بر شکلگیری سلیقهی بصری ما اثر گذاشتهاند؟ و مهمتر: چگونه برخی شیوههای دیدن، بهمرور «طبیعی» و بدیهی جلوه کردهاند؟
در این دوره، تصویر را مثل یک موجود زنده دنبال میکنیم: از سنتها و مکاتب و رسانهها تا کلیشهها و عادتهای دیداری امروز. هدف این است که عکاس بتواند منشأ انتخابهای بصری خودش را بشناسد؛ بفهمد چرا به برخی فرمها گرایش دارد، چرا برخی ترکیبها برایش «زیبا» به نظر میرسد، و این زیبایی از چه تاریخی تغذیه میکند. تبارشناسی کمک میکند از تکرار ناخودآگاه فاصله بگیریم و به انتخاب آگاهانه برسیم؛ یعنی ساختنِ زبان شخصی، نه مصرفِ زبان آماده.
دوره تخصصی مکاتب هنری ( شناخت ریشه ها)
مکاتب هنری یک جنبش، جریان و حرکت هنری است که تحت تأثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی یا عوامل دیگر شکل میگیرند و برای مدتی گروهی از هنرمندان را به تفکر و عملکرد مشابه میکشاند. این جنبشها بسته به بنیان و زمینههای پدید آورنده و توسعهدهندهٔ آنها میتوانند کوتاهمدت یا نسبتاً پایدار باشند. همچنین جنبشهای هنری ممکن است در یک منطقهٔ جغرافیایی خاص و تنها در یک رشتهٔ هنری رایج شوند یا بهصورت فراگیر بخش وسیعی از دنیای هنر را تحت تأثیر خود قرار دهند. جنبش هنری برعکس سبک، مانیفست یا بیانیه مشترک ندارد. هر کدام از سبکهای هنری داستانی از زمان، مکان، و مفاهیمی که در آن زمان آغاز شده است را روایت میکند. همچنین این دوره پیش نیاز تمام دوره های آموزشی در آکادمی نادر است.
دوره ی تخصصی سواد بصری (زبان تصویر)
- شناخت و مهارت در ك اربرد عناصر بصري و اصول تركيب بندي آن ها
- شناخت و مهارت عمق نمایی و پرسپکتیو وطراحی دست آزاد
- شناخت و مهارت رنگ شناسی و کاربرد آن.
مبانی هنر و تصویر
درک عمیق عکاسی تنها با دانستن ابزار و تکنیک به دست نمیآید؛ بلکه نیازمند شناخت زبان تصویر و ریشههای هنرهای بصری است. در بخش «مبانی هنر و تصویر» هنرجویان با مفاهیم بنیادین هنر و عناصر سازنده تصویر آشنا میشوند؛ از مکاتب هنری و تاریخ تحول نگاه در هنر تا سواد بصری، رنگشناسی، نور، ترکیببندی و شناخت ابزار عکاسی.